آمیتریسآمیتریس، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

ثبت لحظاتی سخت شیرین

تولد ۱۱ سالگیت

تولد ۱۱ سالگی امسال رو نمیخواستم مفصل بگیرم... یه تولد ساده.... اما نتیجه اش شد از ساعت ۳ تا۸ یه سری مهمون و از ساعت ۸ تا پاسی ازشب یه سری مهمون دیگه. خیلی خوشحالم که انقدر برای همه مهمی و عزیز که وجودت باعث شد همه اختلافات و کنار بزارن و بیان برای دیدنت و شادباش گفتن تولدت. عاشقتم عاشقتم
6 آذر 1403

مرگ فندوق

یک شنبه فندق مرد و تو اولین حیون خونگیت رو از دست دادی... صبح که بهم گفتی از عمق غمت ناراحت شدم... ناراحتیم و که دیدی گفتی مامان چرا ناراحتی فندق رفته یه جای بهتر... و خدا میدونه چقدر دلم آتیش گرفت از این حرفت! و بعد گریه کردی گریه گریه تمام وجودم غمگین بود... تو تعجب میکردی.... نمیدونی چقدر هنوز دوستت دارم.... شب کلی باهام حرف زدی... و من از شنیدن خیلی از حرف های تو شگفت زده شدم...! مامان مغز من نمی تونه مرگ فندق و تحمل کنه... باورش نمیکنه و.... امیتریس خیلی دوستت دارم مرگ فندوق
6 آذر 1403
1